تيم‌ امنيتى ـ نظامى‌ و هاشمى

اميد حسينى‌


٧ تير ١٣٨٤


در جريان‌ انتخابات‌ اخير ستاد هاشمي‌، از خطر حاكميت‌ فرقان‌ ٢ نام‌ برد. اگر چه‌ تيم‌ امنيتي‌ ـ نظامي‌ حاكم‌ بر مجلس‌ و قوه‌ مجريه‌ و شوراهاي‌ شهر و روستا (شوراي‌ تهران‌) را نمي‌توان‌ فرقان‌2 خواند، اما اين‌ جريان‌ كه‌ با ويژگي‌ محافظه‌كار و پدرسالار با قدرت‌ نظامي‌ است‌ در عمل‌ حتي‌ توانست‌ خواسته‌ خود را به‌ آقاي‌ خامنه‌اي‌ ديكته‌ كند.

از ميان‌ سه‌ كانديداي‌ دفتر رهبري‌، يعني‌ لاريجاني‌، قاليباف‌ و احمدي‌نژاد و حتي‌ ولايتي‌ كه‌ به‌ نفع‌ هاشمي‌ انصراف‌ داد جريان‌ نظامي‌ ـ امنيتي‌ كه‌ از آغاز اوج‌گيري‌ روند اصلاحات‌ توانسته‌ با كنترل‌ جريان‌ اصلاحات‌، قدرت‌ خود را در دفتر رهبري‌ استحكام‌ بخشد، بر گرايش‌ راست‌ ميانه‌ دفتر قاليباف‌ و گرايش‌ راست‌ سنتي‌ دفتر به‌ رهبري‌ ناطق‌ نوري‌ غلبه‌ كند.

مركزيت‌ اين‌ تيم‌ نظامي‌ ـ امنيتي‌ كه‌ سرنخ‌ همه‌ برخوردهاي‌ آزادي‌خواهان‌ را در دست‌ دارد بعد از انتخابات‌ رياست‌جمهوري‌ در فكر تصفيه‌ مجلس‌ خبرگان‌ است‌ تا روحانيون‌ ميانسال‌ نزديك‌ به‌ خود را كه‌ شاگردان‌ مصباح‌ يزدي‌ هستند بر سر كار آورد چرا كه‌ بخشي‌ از روحانيون‌ قدرتمند مجلس‌ خبرگان‌ مانند جوادي‌ آملي‌ ـ استادي‌ و... از جريان‌ امنيتي‌ فوق‌ راضي‌ نيستند. به‌ عبارتي‌ مجلس‌ خبرگان‌ را بايد به‌ استاد محمد تقي‌ مصباح‌ و شاگردانش‌ سپرده‌ شود تا پروسه‌ تحكيم‌ قدرت‌ جريان‌ مزبور طي‌ شود و از اين‌ طريق‌ رهبري‌ نظامي‌ هم‌ هدايت‌ و هم‌ حمايت‌ شود.

سالها پيش‌ حجت‌الاسلام‌ پروازي‌ از جرياني‌ نام‌ برد كه‌ از سه‌ عنصر روحاني‌ ـ نظامي‌ ـ امنيتي‌ شكل‌ گرفته‌، حال‌ مي‌توان‌ گفت‌ مثلث‌ مصباح‌ ـ ميرحجازي‌ و ذوالقدر توانسته‌ پيرامون‌ رهبري‌ نظام‌ رابه‌ طور كامل‌ اشغال‌ كند، به‌ طوري‌ كه‌ ديگر ناطق‌ نوري‌ ـ ولايتي‌ و... در دفتر رهبري‌ جايگاه‌ محكمي‌ ندارند.

رهبري‌ نظام‌ در روند كلاسيك‌ تحولات‌ قدرت‌ سياسي‌ قرار گرفته‌ كه‌ تمام‌ حاكميت‌هاي‌ اين‌ چنيني‌ به‌ آن‌ مبتلا مي‌شوند. وي‌ ناچار است‌ كه‌ تمام‌ هم‌قدها و بزرگترها و هم‌دوره‌هاي‌ خود را از قدرت‌ اصلي‌ دور كند تا بتواند با توجه‌ به‌ سابقه‌ خود بر روحانيون‌ و چهره‌هاي‌ ميانسال‌ و متوسط‌ كه‌ مديران‌ كشور هستند اقتدار داشته‌ باشد.

تيم‌ امنيتي‌ ـ نظامي‌ چنين‌ خدمتي‌ را براي‌ ايشان‌ انجام‌ مي‌دهد. اما فرماندهان‌ تا چه‌ حد بعد از محاصره‌ كردن‌ دفتر رهبري‌، از وي‌ حرف‌شنوي‌ خواهند داشت‌، خود مسئله‌ مهم‌ ديگري‌ است‌ كه‌ يعني‌ كي‌ نوبت‌ به‌ خود آقا خواهد رسيد.

در پروسه‌ حذف‌ و كنار زدن‌، هاشمي‌، ولايتي‌، ناطق‌ نوري‌، لاريجاني‌، كروبي‌ و جوادي‌ آملي‌ چهره‌هاي‌ اصلي‌ متوسط‌هاي‌ ميانسالي‌ خواهند شد كه‌ مطيع‌ رهبري‌ يا دفتر رهبري‌ خواهند بود. ماههاي‌ آينده‌ نشان‌ خواهد داد كه‌ جريان‌ امنيتي‌ ـ نظامي‌ حاكم‌ شده‌ بر كشور تا چه‌ حد مي‌تواند بر اقتدار خود بيفزايد.

هاشمي‌ به‌ عنوان‌ فرد قدرتمند نظام‌ با توجه‌ به‌ تيم‌ مديريتي‌ كارآ اما فاسد خود مي‌تواند با بسيج‌ روحانيت‌ سنتي‌ و مؤتلفه‌ و حتي‌ به‌ كارگيري‌ بخشي‌ از اصلاح‌طلبان‌ ميانه‌رو از روحانيون‌ مبارز گرفته‌ تا گرايش‌ محافظه‌كار جبهه‌ مشاركت‌ در برابر تيم‌ مديريتي‌ نظامي‌ و خشن‌ حاكم‌ بر دفتر رهبري‌ ايستادگي‌ كند. كشمكش‌ ميان‌ هاشمي‌ و اين‌ تيم‌ مي‌تواند نقش‌ بسيار تعيين‌كننده‌ در روند حوادث‌ جامعه‌ داشته‌ باشد.

مي‌توان‌ پيش‌بيني‌ كرد كه‌ بخشي‌ از مجاهدين‌ انقلاب‌ و مشاركت‌ به‌ رهبري‌ بهزاد نبوي‌ با كمك‌ كارگزاران‌ يعني‌ عطريانفر و كرباسچي‌ در مجاب‌ كردن‌ هاشمي‌ براي‌ ايستادگي‌ در مقابل‌ جريان‌ حاكم‌ بر دفتر رهبري‌ تلاش‌ كنند و در اين‌ راه‌ توافقي‌ نانوشته‌ از كارگزاران‌ ـ مشاركت‌ ـ مجاهدين‌، روحانيون‌ مبارز و بخشي‌ از جامعه‌ روحانيت‌ مبارز و حتي‌ جمعيت‌ مؤتلفه‌ اسلامي‌ در برابر آبادگران‌ شكل‌ بگيرد كه‌ نماينده‌ ظاهري‌ جريان‌ نظامي‌ ـ امنيتي‌ مي‌باشد. در اين‌ منازعه‌ نحوه‌ فعاليت‌ هاشمي‌ و بعد روحانيون‌ مبارز بسيار مهم‌ است‌.

هاشمي‌ توان‌ آن‌ را دارد كه‌ با تيم‌ مديريتي‌ امنيتي‌ ـ نظامي‌ حاكم‌ بر دفتر رهبري‌ به‌ مقابله‌ بپردازد و رهبري‌ نظام‌ تا چه‌ حد مي‌تواند و مي‌خواهد با ياران‌ قديمي‌ همطراز خود رابطه‌ برقرار كند.

در انتخابات‌ خبرگان‌ آينده‌، تيم‌ مصباح‌ يزدي‌ تا مرحله‌ كسب‌ رياست‌ مجلس‌ خبرگان‌ و تسخير كامل‌ آن‌ پيش‌ خواهد رفت‌. بايد ديد آقاي‌ جنتي‌ در روند تأييد صلاحيت‌ تا چه‌ حد در اين‌ امر همراهي‌ خواهد كرد. وي‌ در زماني‌ جريان‌ روحانيون‌ مبارز جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ را از مجلس‌ خبرگان‌ حذف‌ كند در اين‌ هدف‌ با تيم‌ نظامي‌ ـ امنيتي‌ و جريان‌ فكري‌ مصباح‌ يزدي‌ همراه‌ خواهد شد.

اما مهمتر اين‌ است‌ كه‌ هاشمي‌ و مقام‌ رهبري‌ نظام‌ و تيم‌ نظامي‌ ـ امنيتي‌ چه‌ نسبتي‌ را با يكديگر برقرار كنند. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ روحانيون‌ مبارز نقش‌ تعيين‌كننده‌ ندارند، هسته‌ اصلي‌ روحانيون‌ با پايان‌ كار خاتمي‌ ضعيف‌تر مي‌شود موسوي‌ خوئيني‌ خود را تمام‌ شده‌ مي‌داند. وي‌ كه‌ همراه‌ با كروبي‌ از بانيان‌ پيشنهاد انتخاب‌ احمد خميني‌ به‌ عنوان‌ جانشين‌ آقاي‌ خميني‌ در سال‌ 1368 بود در عمل‌ موجب‌ طرد روحانيون‌ مبارز از قدرت‌ شد، روحانيون‌ مبارز به‌ عنوان‌ نيروي‌ غيراصلي‌ يا بايد به‌ حاشيه‌ قدرت‌ رانده‌ شوند يا اينكه‌ با هاشمي‌ كنار بيايند.

جبهه‌ مشاركت‌ و مجاهدين‌ انقلاب‌ هم‌ در نهايت‌ بايد سمت‌گيري‌ به‌ طرف‌ حكومت‌ يا جامعه‌ مدني‌ را انتخاب‌ كنند. به‌ عبارتي‌ معادله‌ قدرت‌ گرد هاشمي‌ و تيم‌ دفتر رهبري‌ در حال‌ شكل‌گرفتن‌ است‌ كه‌ نقش‌ رهبري‌ نظامي‌ در اين‌ ميانه‌ بسيار مهم‌ است‌.

تيم‌ حاكم‌ بر دفتر رهبري‌ در آينده‌ مي‌تواند بدون‌ حذف‌ هاشمي‌، وي‌ را به‌ حاشيه‌ براند. منتها اين‌ اقدام‌ را به‌ شكل‌ ظريفي‌ انجام‌ خواهد داد. يا اينكه‌ بخواهد با اقدامات‌ انفجاري‌ شرايط‌ را به‌ سوي‌ تصادم‌ دو جناح‌ هاشمي‌ و خود بكشانند. كه‌ البته‌ نتيجه‌ اين‌ تصادم‌ غيرقابل‌ پيش‌بيني‌ خواهد بود.

ويژگي‌ اين‌ تيم‌ در برخوردهاي‌ حاد و راديكال‌ در زمان‌ كوتاه‌مدت‌ است‌. چرا كه‌ مرور زمان‌ تيم‌ مزبور را از توان‌ و كيفيت‌ خود كه‌ ويژگي‌ ضربتي‌ دارد خواهد انداخت‌ و در نتيجه‌ به‌ گرايش‌هاي‌ كلاسيك‌ راست‌ ميدان‌ را واگذار خواهد كرد.

ماههاي‌ آينده‌ صف‌بندي‌ها را نيز شفاف‌تر خواهد كرد.


www.wsu-iran.org wsu_wm@yahoo.com